دیوار نوشت ؛
یک جفت چشمِ خیره به چی ! توی صورتم
که سالهاست از شبِ ماتش فراری ام
هی پرت می شوم به همین گوشه از اتاق
هی فکرِ دوست داری و شاید نداری ام ...
+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۷ ساعت 17:52 توسط خورشید
|
دیوار نوشت ؛
یک جفت چشمِ خیره به چی ! توی صورتم
که سالهاست از شبِ ماتش فراری ام
هی پرت می شوم به همین گوشه از اتاق
هی فکرِ دوست داری و شاید نداری ام ...
دیوارنوشت ؛
تمام سال پر از استرس پر از کابوس
که خواب خوش به دوچشم من حرام شود
تمام سال به امید اتفاقی که
بیفتد و همه ی غصه ها تمام شود
نشسته ام برود سال و خاطراتش هم
میان آینه لبخند می زنم به خودم
که روز عید نفهمد چقدر دلتنگم !
که سال کهنه نفهمد چقدر پیر شدم !
میان آینه شمعی ست که رو به خاموشی ست
و ساعتی که سر ِسال زنگ را خورده
هنوز توی دلم آرزوی آزادی ست
میان تنگ بلورم دوماهیِ مرده ...
*سال نو مبارک دوستان , ممنون بابتِ تبریک هاتون 